تبادل
لینک هوشمند
برای تبادل
لینک ابتدا ما
را با عنوان
گنجینه عکس ارزشی
و آدرس
www.antidajjal.ir
لینک
نمایید سپس
مشخصات لینک
خود را در زیر
نوشته . در صورت
وجود لینک ما در
سایت شما و بعد از تایید مدیر
لینکتان به طور
خودکار در سایت
ما قرار میگیرد.
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) با اصحابش
از جایی رد میشدند، برخورد کردند با بچههایی که بازی میکردند. پیغمبر نگاهی به بچهها
کرد و فرمود:بدا به حال بچههای دوره آخرالزمان از دست پدر و مادرهایشان به خاطر اینکه
پدر و مادرها به فکر دنیای بچههایشان هستند اما به فکر آخرت بچهها نیستند به فکر
تأمین آتیه برای اولادشان هستند اما به فکر تربیت صحیح، ادب این بچه و دین او نیستند.
بعد پیغمبر فرمود:من بری هستم از این گونه مردم و آنها هم از من بری هستند.
(من از آنها بیزارم آنها هم از من بیزارند).
تربیت فرزند در اسلام-حسین مظاهری
نویسنده: محمد فرخ پور
׀ تاریخ: چهار شنبه 1 / 1 / 1390برچسب:,
در اسلام يكي از نشانههاي دوران ظهور،
خروج دجّال است. موضوع دجّال بيش از آنچه در روايات شيعه آمده، از طريق اهلتسنّن نقل
شده است.قسمت عمدة روايات در مورد دجّال
را احمد بن حنبل در كتاب «مسند»، ترمذي در «صحيح» خود، ابن ماجه در «سنن»، مسلم در
«صحيح» و ابن اثير در «نهايه» از عبدالله بن عمر، ابوسعيدخدري و جابر بن عبدالله انصاري
نقل كردهاند.
بیداری در ملت های جهان بطور کامل مشهود شده است . از انقلاب مصر گرفته تا انقلاب های در حال رشد در دیگر کشور ها مانند یمن , بحرین , و.. در این مقاله قصد داریم تحلیلی بر این انقلاب ها داشته باشیم و مربوط بودن یا نبودن این انقلاب ها را به ظهور حضرت مهدی (عج) بررسی کنیم . در این مقاله تعداد زیادی عکس از برخی کتب هم به عنوان روایت و... گنجانده شده است . به ادامه مطلب بروید ...
روايات شريف از وجود التهاب و درگيري گسترده در آستانه ظهور در مصر خبر مي دهند و بيان مي كنند كه حاكم مصر در فاصله اي بسيار نزديك به ظهور توسط مردم كشته شده و اين كشور دستخوش درگيريهاي بسياريست ، ورود نيروهاي خارجي به مصر از كشورهاي غربي و كشورهاي عربي شمال آفريقا در روايات عصر ظهور گزارش مي شود كه مي تواند به بهانه تامين امنيت و در قالب نيروهاي حافظ صلح عربي و غيرعربي باشد ، هرچند نيروهاي عربي وارد شده به مصر بعد از مدت كوتاهي به سمت شام حركت كرده و توسط دشمنان براي ياري به موفقيت فتنه سفياني بكار گرفته مي شود ، تدوام جو اسلامي و حركت انقلابي مردم مصر تا هنگام ظهور و استقبال از امام عصر(عج) و سپاهش توسط مردم اين سرزمين توسط روايات بيان گرديده است.
آیا شنیده ای هیچ از داستان دجّال
شاید خبر نداری از دوستان دجّال
یا اینکه خود ندانی زین مطلب نهانی
باید خبر رسانی گردد زیان دجّال
اصلی ترینِ دشمن بر مذهب تو و من
دینت نباشد ایمن از پیروان دجّال
موجود هفت رنگی شیّاد و بس زرنگی
با ظاهری فرنگی در یاوران دجّال
موجود کینه توزی جنگ و شرر فروزی
پرهیز از اینکه سوزی از آن زبان دجّال
هرجا که پا گذارد بس فتنه ها بیارد
در خانه رخنه دارد ساز نهان دجّال
با جمله وسائل راهت دهد به باطل
گردد نه فرد عاقل از رهروان دجّال
باشد به صحنه سازی در بستر مجازی
هشدار از اینکه بازی در گفتمان دجّال
پوچی دلت پذیرد احساس تو بمیرد
ایمان تو بگیرد مکر بیان دجّال
افسون او نگردی گر پاک و نیکمردی
هشدار از آنکه گردی از نوکران دجّال
و بين منتظران هم عزيز من ، چه غريبي / عجيب تر ، که چه آسان نبودنت شده عادت
چه بيخيال نشستيم ، نه کوششي نه وفايي / فقط نشسته و گفتيم ؛ خدا کند که بيايي . . .
.
.
.
دلم هر جمعه در تاب و تب است / عاشقانه بي قرار دلبر است
گفتم جمعه شود پايان غمم / جمعه رفت و باز چشمم به راه است . . .
.
.
.
کدام جمعه دعا مستجاب خواهد شد / سوار صاعقه پا در رکاب خواهد شد
کدام جمعه ز عطر بهشتي گل ياس / بهار غرق شميم گلاب خواهد شد . . .
.
.
.
ميسوزم از فراقت روي از جفا بگردان / هجران بلاي ما شد يا رب بلا بگردان . . .
.
.
.
آن يار سفر کرده که صد قافله دل همره اوست ، هر کجا هست خدايا به سلامت دارش . . .
.
.
.
در وادي انتظار زمان را بنگر که چگونه از هجر تو همچون شمع ذره ذره آب مي گردد
کي مي آيي که قطره ها به دريا بپيوندند ؟ خيبر گشاي فاطمه(س) کي مي آيي؟
.
.
.
مژده اي دل که مسيحا نفسي مي آيد / که زانفاس خوشش بوي کسي مي آيد
اللهم عجل لوليک الفرج مولانا صاحب الزمان (ع)
.
.
.
اي غايب از نظر به خدا مي سپارمت / جانم بسوختي و به جان دوست دارمت . . .
.
.
.
الا که راز خدايي، خدا کند که بيايي / تو نور غيب نمايي، خدا کند که بيايي
.
.
.
آقاي جمعه هاي غريبي ظهور کن / دل را پر ازطراوت عطر حضور کن
يک گوشه از جمال تو يعني تمام عشق / يک دم فقط بيا و از اينجا عبور کن . . .
.
.
.
براي آمدنت انتظار کافي نيست / دعا و اشک و دلي بي قرار کافي نيست
تمامي هر چه شراب است غير چشمانت / براي مستي چشمي خمار کافي نيست . . .
.
.
.
دوباره جمعه شد يارم نيامد / خدايا يار ما از در نيامد
نگار بي قرينه کي مي آيي / سحرخيز مدينه کي مي آيي . . .
.
.
.
بي خبر از همه عالم زتو خواهم خبري يا فرج الله
دلخوشم گر زتو آيد خبر مختصري يا فرج الله . . .
.
.
.
کاش از دلبر نشاني داشتيم / بر سر کويش مکاني داشتيم
از براي مهدي صاحب الزمان / کاش در دل جمکراني داشتيم
تعجيل در فرج آقا صلوات
خطر دجّال برای جوامع بشری چنان گسترده و ویرانگر است که همة پیامبران الهی دربارة آن هشدار داده و پیروان خود را از او برحذر داشتهاند. پیامبر گرامی اسلام در این زمینه میفرماید: «هیچ پیامبری نبوده است مگر اینکه پیروانش را از دجّال بر حذر داشته است».
اشاره:
در روایات اسلامی، به ویژه روایاتی که به طریق اهلسنّت از پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله نقل شده از فتنهای سخن به میان آمده که به تعبیر روایات بزرگترین فتنة آخرالزّمان است و از آغاز آفرینش آدم تا روز قیامت فتنهای به مانند آن نیامده است. از این رویداد بزرگ و فتنة سهمگین در روایات به «خروج دجّال» تعبیر شده است.
با وجود آنکه روایات فراوانی در زمینة ویژگیهای دجّال و اعمال و رفتار او نقل شده است،1 ولی باید اعتراف کرد که درک همة وجوه این موضوع به راحتی امکانپذیر نیست و نمیتوان به تصویری کامل و بدون ابهام از این پدیدة عجیب و بیمانند دست یافت. با این حال، با توجّه به ضرورت شناخت این رویداد آخرالزّمانی و اهمیّت آماده شدن برای رویارویی با این فتنة جهانگستر، در این مقاله با بهرهگیری از روایات به تبیین برخی از وجوه فتنة دجّال میپردازیم.
الحمد لله رب العالمین و لا حول و لا قوه الا بالله العلى العظیم
و الصلاه و السلام على خیر خلقه و خاتم انبیائه و رسله سیدنا و نبینا و شفیع ذنوبنا ابى القاسم محمد صلى الله علیه و على اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین لاسیما بقیت الله فى الارضین روحى و ارواح العالمین له الفداء
پیش درآمد
موضوع بحث, اثبات وجود مقدس حضرت بقیت الله الاعظم, امام عصرـ ارواحنافداه ـ بر اساس دلایل عقلى است. روشى را که براى اثبات این مطلب از نظر عقل برگزیده ایم, روش معروف منطقى به نام روش ((سبر و تقسیم)) است که آن را روش ((تردید)) نیز گفته اند. از این روش, متکلمان امامیه در کتاب هاى کلامى خود بهره برده اند; از جمله شیخ طوسى, در کتاب الغیبه بر اساس این روش, بر وجود حضرت امام عصر ـ ارواحنافداه ـ استدلال کرده است. قبل از ایشان, سید مرتضى در کتاب الذخیره و دیگر کتاب هاى مربوط به مسئله ى امامت این روش را به کار گرفته است و قبل از سید مرتضى, شیخ مفید در آثار مربوط به مسئله ى مهدویت و امام عصر(عج) از این روش استفاده کرده است.
فكر ظهور مصلح بزرگي كه انسان را از دردها و محنت ها رهايي بخشد و به انسانيت مدد رساند در تمام نقاط عالم جريان دارد و بشريت در امتداد تاريخ با ديدن ناملايمات و فشارهاي گوناگون به يك منجي كه جريان تاريخ را عوض كند
و دولت حق را پايه ريزي نمايد باور دارد و معتقد است كه با ظهور آن تمام تبعيض هاي طبيعي كه بر بنيان پرهيزگاري، استوار نگشته است ريزش خواهد كرد(1)
و فكر ظهور يك رهايي بخشي كه عدل و آسايش با ظهور آن در اخر الزمان به منصه ظهور خواهد رسيد و عدل و برابري در دولت كريمه آن منجي شيوع خواهد داشت از جمله گزينه هاي ايماني اديان الهي و شعبه هاي غير اللهي است
همچنان كه يهود بدان ايمان آورده و مسيحيت به برگشت عيسي معتقد است زردشتيان به آمدن بهرام و هندوان به رسيدن ويشنو و بودائيان به ظهور بودا و حتي مغول براي ظهور ديگر باره چنگيز به انتظارند(2)
هم چنان كه اين اعتقاد در مصريان قديم و كتابهاي چينيان نيز يافت مي شود.(3)
بهر حال باور به موعود و منجي از خصايص انديشه بشري است اما در اين ميان اديان غير الهي بلحاظ جهان بيني خود تصوري گوناگون از منجي دارند كه در نتيجه مردمان هم بلحاظ ايدئولوژي خاص نگاه متفاوت به منجي دارند.(5)
بهر حال براي مصداقي گردن بحث خويش، به آرمان هاي چند دين غير الهي كه باورهاي شبه مهدويت در آنها جاري است اشاره اي كوتاه مي كنيم.
پي نوشت:
1- حياة الامام المهدي، ص 198
2- المهدي المنتظر في فكر الاسلامي،ص 8،
3-همان.
4- هفت آسمان، فصلنامه تخصصي اديان و مذاهب، سال سوم و چهارم، ش دوازدهم و سيزدهم، بهار 81-80، مقاله آقاي علي موحديان عطار، ص107
- بشارت ظهور حضرت مهدي(عج) در كتاب «پاتيكل»
در كتاب «پاتيكل» كه از كتب مقدّسه هنديان مي باشد و صاحب اين كتاب از اعاظم هند است و به گمان پيروانش، صاحب كتاب آسماني است، بشارت ظهور مبارك حضرت مهدي(عج) چنين آمده است:
«چون مدّت روز تمام شود، دنياي كهنه نو شود و زنده گردد، و صاحب ملك تازه پيدا شود از فرزندان دو پيشواي بزرگ جهان كه يكي «ناموس آخر الزمان» و ديگري «صديق اكبر»
يعني وصي بزرگتر وي كه «پشن» نام دارد. و نام آن صاحب ملك تازه، «راهنما» است، به حق، پادشاه شود، و خليفه «رام» باشد، و حكم براند، و او را معجزه بسيار باشد. هر كه پناه به او برد و دين پدران او اختيار كند، سرخ روي باشد در نزد رام»
و دولت او بسيار كشيده شود، و عمر او از فرزندان «ناموس اكبر» زياده باشد، و آخر دنيا به او تمام شود.
و از ساحل درياي محيط و جزاير سرانديب و قبر بابا آدم و از جبال القمر تا شمال هيكل زهره، تا سيف البحر و اقيانوس را مسخر گرداند، و بتخانه «سومنات» را خراب كند.
و «جگرنات» بفرمان او به سخن آيد و به خاك افتد، پس آن را بشكند و به درياي اعظم اندازد، و هر بتي كه در هر جا باشد بشكند».(1)
از آنجا كه در اين بشارت، الفاظ و تعابيري به كار رفته است كه امكان دارد براي بعضي از خوانندگان نا مفهوم باشد بعضي از آنها را جهت روشن تر شدن مطلب توضيح مي دهيم:
1 ـ مقصود از «ناموس آخر الزمان»، ناموس اعظم الهي، پيامبر خاتم حضرت محمّد بن عبدالله(ص) است.
2 ـ پشن، نام هندي حضرت علي بن ابي طالب(ع) است.
3 ـ صاحب ملك تازه، آخرين حجّت خداوند حضرت ولي عصر(عج) است و راهنما، نام مبارك حضرت مهدي(عج) است كه بزرگترين نماينده راهنمايان الهي و نام مقدّس وي نيز، هادي و مهدي و قائم به حق است.
4 ـ كلمه «رام» به لغت «سانسكريتي» نام اقدس حضرت احديت (خدا) است.
5 ـ اين جمله «هر كه به او پناه برد، و دين پدران او اختيار كند، در نزد رام، سرخ روي باشد» صريح است در اين كه، حضرت مهدي(عج) جهانيان را به دين اجداد بزرگوارش، اسلام، دعوت مي كند.
6 ـ سومنات ـ بنا به نوشته دهخدا، در كتاب لغت نامه بتخانه اي بوده است در «گجرات».
و گويند: سلطان محمود غزنوي آن را خراب كرد، و «منات» را كه از بتهاي مشهور است و در آن بتخانه بود، شكست.
و گويند: اين لغت هندوي است كه مفرّس شده و آن نام بتي بود، و معني تركيبي آن «سوم، نات» است:
نمونه قمر، زيرا «سوم» به لغت هندوي قمر را گويند، و نات، تعظيم است. براي اطلاع بيشتر به لغت نامه دهخدا، ماده «سومنات» مراجعه فرماييد.
7 ـ و اما «جگرنات» به لغت سانسكريتي، نام بتي است كه هندوها آن را مظهر خدا مي دانند.
پی نوشت:
1ـ علائم الظهور كرماني ص 17; لمعات شيرازي، ج 1، ص 18 ; نور الانوار، نور هفتم ; بشارات عهدين، ص 246 به نقل از كتاب زبدة المعارف، ذخيرة الالباب و تذكرة الاولياء.
شخصی به نام «زین الدّین علی بن فضل مازندرانی»، در سال 690 ق. از سرزمین «بربر»، طی سفری به اقیانوس اطلس، سه روز با کشتی در دل آب، حرکت می کند تا به جزایر روافض (شیعیان) می رسد. در آنجا مطلع می شود که جزیره ای به نام جزیرة خضرا وجود دارد که فرزندان حضرت ولی عصر(ع) در آنجا زندگی می کنند. وی مدت چهل روز در همان محل اسکانش می ماند. پس از چهل روز، هفت کشتی حامل مواد غذایی، از جزیره خضرا، به این جزیره می آید.
یکی از موضوع های مرتبط با زندگی و شخصیت امام مهدی (ع) که در مجامع مختلف درباره آن پرسش می شود، موضوع «جزیره خضرا» است. بسیاری می پرسند آیا واقعاً امام زمان (ع) در این جزیره دوردست در اقیانوس اطلس زندگی می کند؟ آیا چنانکه برخی می گویند: یاران و فرزندان آن حضرت نیز در این جزیره اند؟ و... در پاسخ این پرسش ها باید گفت که موضوع «جزیره خضرا» به عنوان محل اقامت و زندگانی حضرت ولی عصر(ع) در عصر غیبت کبری، برگرفته از حکایتی است که عالمان شیعه، درباره استناد آن، اتّفاق نظر ندارند؛ گروهی آن را پذیرفته و در نتیجه معتقد به وجود جزیره خضرا هستند و جمعی، آن را بی اعتبار دانسته و اساساً وجود چنین جزیره ای را رد می کنند. در اینجا برای روشن تر شدن موضوع به بررسی این دیدگاه ها مهم ترین دلایل دو گروه می پردازیم.
حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام بعد از ولادت با بركت فرزند گراميش حضرت بقِِيت الله الاعظم عجل الله تعالى فرجه الشريف دستور دادند كه مقدار زيادى نان و گوشت بخرند و ميان فقيران شهر سامرا تقسيم كنند.(1)
و نيز براى او هفتاد قوچ عقيقه كرد.(2) و چهارتا از آن ها را براى يكى از اصحاب خود به نام ابراهيم فرستاد و نامه اى با درون مايهِ زير به او نوشت:
بسم الله الرحمن الرحيم
اين گوسفندها از فرزندم محمد مهدى (عليه السلام) است. خودت از آن ها بخور و هر كس از شيعيان ما را ديدى، به او هم بخوران.(3)
شيعيان وقتى از ولادت آن حضرت با خبر شدند، سرتاسر وجودشان را سرور و شادى فرا گرفت و دسته دسته خدمت امام عسكرى عليه السلام مى رسيدند و ولادت آن بزرگوار را به ايشان تبريك مى گفتند. شاعران شعرهاى بسيارى در اين باره مى سرودند و بدين وسيله، سرور و خوشحالى خود را آشكار مى كردند.(4)
اين روز بزرگ، مظهر نشاط و شادى مسلمانان به ويژه شيعيان جهان است و از آنجا كه اين شادى براى اهلبيت عليهم السلام است شيعه بايد شاديش هم سو با فرح و شادى آنان باشد.
آداب شادى در سيره ى معصومين عليهم السلام
لازمه ى محبت و دوستى اهل بيت عليهم السلام و شيعه بودن اين است كه بايد در تمام ابعاد زندگى از امامان معصوم عليهم السلام پيروى نمود؛ چه در مسائل اعتقادى، عبادى، سياسى و اجتماعى و چه در غم ها و شادى ها.
توجه كنيد به اهل بيت پيامبر صلى الله عليه وآله و در جهت و راه آن ها برويد و پيروى كنيد آثارشان را؛ چرا كه آنها شما را از راه هدايت خارج نمى سازند و در پستى نمى اندازند.
نخستين الگوهاى رفتار و حساسيت هاى انسان در دوران كودكى، پدر و مادرند، سپس معلمان و مربيان و همسالان، ولى آن چه مى تواند معيار حساسيت و رفتار براى همگان در همه ى زمان ها باشد، شيوه ى رفتار معصومين عليهم السلام است.
اگر دوست دارى در درجات عالى بهشت، همراه ما باشى، محزون باش به حزن ما و خوشحال باش براى شادى ما.
بر خلاف سنّت هاى غلطى كه در ميان جوامع اسلامى رواج دارد و فكر مى كنند، در روزهاى شادى هر كارى را كه خواسته باشند، مى توانند انجام دهند و روزهاى شادى را روزهاى لهو و خوشگذرانى مى دانند، امامان معصوم عليهم السلام در چنين روزهايى ، ضمن شادى و سرور، برنامه هايى داشتند كه از مجموع آن ها يك نكته استفاده مى شود و آن اين است كه در روزهاى شادى نه تنها تكاليف شرعى نبايد تعطيل شود، بلكه تكليف و عبادت بيش از روزهاى ديگر است. اصولاً چنين روزها، روزهاى عبادت و بندگى است؛ نه روزهاى غفلت .
براى اين كه از مظاهر شادى و سرور معصومين عليهم السلام پيروى نماييم، فهرستى از مظاهر شادى ايشان را بر مى شماريم.
تكبير و تهليل گفتن
پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله فرمودند:زَيّنُوا اَعيادَكُم بِالتّكبير (7)
عيدهايتان را به اللّه اكبر گفتن زينت دهيد.
خود آن حضرت، هنگامى كه از خانه به سمت مصلّى بيرون مى رفت از منزل تا مصلّى با صداى بلند اللّه اكبر و لا اله الاّ اللّه مى فرمود.(8)
پوشيدن لباس پاكيزه
از برخى روايات استفاده مى شود كه امامان معصوم عليه السلام در زمان هاى خاصّى چون عيد غدير و بعضى از اعياد اسلامى، در لباس و پوشش خود تغييرى ايجاد و لباس شادى بر تن مى كردند. امام صادق عليه السلام فرمودند: لازم است شخص مؤمن در روز غدير، پاكيزه ترين و مناسب ترين لباس خود را بپوشد.(9)
تبسم و لبخند
امام رضا عليه السلام فرمودند:
روز غدير، روز تبّسم بر مؤمنان است. كسى كه در اين روز به روى مؤمن، تبسم كند، خداوند در روز قيامت نظر رحمت بر او مى افكند.(10)
تبريك و تهنيت گفتن
تبريك و تهنيت گفتن از برجسته ترين آداب هر عيدى است و در اسلام نيز سنّت تبريك و تهنيت در مناسبت هايى مانند عيد غدير، جايگاه ويژه اى دارد.
پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله بر تبريك گفتن در چنين روزى، تأكيد مى كردند و به مردم مى فرمودند: هَنئُونى؛ مرا تبريك بگوييد! مرا تبريك بگوييد.(11)
شادى كردن
حضرت على عليه السلام فرمودند:
واظهِرُوا السُّرورَ فى مُلاقاتِكُم.
در برخوردهايتان، شادى را آشكار كنيد.(12)
امام صادق عليه السلام فرمودند: روز غدير، روز خوشحالى و شادى است.(13)
دعا و روزه
شيخ طوسى روايت كرده است كه توقيعى به دست قاسم بن علاى همدانى وكيل امام حسن عسكرى عليه السلام رسيد، مبنى بر اين كه روز سوم شعبان، سال روز ولادت امام حسين عليه السلام، روزه بدارد و اين دعا را بخواند: اَلّلهُم اِنّى اَسئَلُكَ بِحَقِ المَولُودِ فى هذا اليَوم...(14)
نماز
از ديگر اعمال اعياد اسلامى، نماز و عبادت است؛ در روز جمعه، نماز جمعه و در عيد فطر و قربان، نماز مخصوص عيد و در عيد غدير نماز مخصوص سفارش شده است ....(15)
عطر زدن
از جمله سنّت هاى پسنديده كه هميشه مطلوب است، به ويژه در روزهاى عيد و شادى، »عطر زدن« است. امام صادق عليه السلام فرمودند:
كان رَسُولُ اللّه صلى الله عليه وآله يُنفِقُ فِى الطّيبِ اكثَر مِمَا يُنفِقُ فِى الطعامِ.(16)
پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله براى عطر بيش از طعام، بها مى دادند و بيش تر پولشان را خرج آن مى كردند.
چگونه ممكن است حضرت مهدى(عج) امام دوازدهم شیعیان كه بعد از وفات پدرش امام حسن عسكرى(ع) پنج ساله بود امام شود،
آیا ممكن است كودكى پنچ ساله پیشوایى مسلمین را داشته باشد؟
اولا: اگر در اخبار اهل بیت (علیهم السلام) تأمل شود معلوم مى گردد كه مقام نبوت و امامت یك مقام ظاهرى ناچیز نیست كه هر كسى صلاحیت آن را داشته باشد بلكه نبوت مقام ارجمندى است كه شخص واجد آن مقام با حق تعالى ارتباط و اتصال داشته از افاضات و علوم عوالم غیبى برخوردار مى شود،
احكام و قوانین الهى بر باطن و قلب نورانیش وحى و الهام مى گردد و به طورى آنها را دریافت مى كند كه از هر گونه خطا و اشتباهى معصوم است. همینطور ولایت و امامت مقام بزرگى است كه واجد آن مقام به طورى احكام خدایى و علوم نبوت را تحمل و ضبط مى كند كه خطا و نسیان و عصیان در ساحت وجود مقدسش راه ندارد و همواره با عوالم غیبى مرتبط بوده و از افاضات و اشراقات الهى بهره مند مى گردد.
بواسطه علم و عمل پیشوا و امام انسانیت و نمونه و مظهر دین و حجت خداوندى است، معلوم است كه هر كسى قابلیت و استعداد احراز این مقام شامخ را ندارد بلكه باید از حیث روح در مرتبه اعلاى انسانیت باشد تا لیاقت ارتباط با عوالم غیبى و دریافت علوم و ضبط آنها را واجد باشد و از حیث تركیبات جسمانى و قواى دماغى در كمال اعتدال باشد تا بتواند حقایق عالم هستى و افاضات غیبى را بدون خطا و اشتباه به عالم الفاظ و معانى تنزل دهد و به مردم ابلاغ كند پس پیغمبر و امام از حیث آفرینش ممتازند و به واسطه همین استعداد و امتیاز ذاتى است كه خداوند متعال آنان را به مقام شامخ نبوت و امامت انتخاب مى كنند، این امتیاز از همان اوان كودكى در وجود آنهان موجود است لكن هر وقت كه صلاح بود و شرایط موجود شد و مانعى در كار نبود آن افراد برجسته رسماً به مقام و منصب نبوت و امامت معرفى مى شوند این انتخاب و نصب ظاهرى چنانكه گاهى بعد از بلوغ یا در زمان بزرگى انجام مى گیرد ممكن است در ایام كودكى تحقق پذیرد.
چنانكه حضرت عیسى (ع) در گهوراه با مردم سخن گفت و خودش را پیغمبر و صاحب كتاب معرفى نمود. خداوند متعال در سوره مریم مى فرماید: «فاشارت الیه قالوا: كیف نكلم من كان فى المهد صبیاً. قال انى عبدالله آتانى الكتاب و جعلنى نبیاً و جعلنى مباركاً این ما كنت و اوصانى بالصلوه و الزكوه ما دمت حیاً[1]» مریم به عیسى اشاره كرد، گفتند: «چگونه با كودكى كه در گهواره است سخن بگوییم؟! عیسى گفت من بنده خدایم كه مرا كتاب داده و به پیغمبرى برگزیده است و هر كجا باشم مبارك گردانیده و به نماز و زكوه تا زنده باشم سفارش كرده است.
از این آیه و آیات دیگر استفاده مى شود كه حضرت عیسى (ع) از همان كودكى و ایام صغر پیغمبر و صاحب كتاب بوده است.
باید با علم و بصیرت منتظر امام زمان(عج) باشیم زیرا امام حسین(ع) را منتظرانش کشتند.
نگهداشتن دین و ایمان در آخرالزمان مثل نگهداشتن ذغال گداخته در کف دست است.
__________________
آدرس جديد سايت:
antidajjal.ir
antidajjal1404@gmail.com